روان ناروان
پلی دیدم پیاده
درون ٔپل، ستونی دیدم پیاده
در جوی آبی میچکید قطره قطره
قطره قطره آب در جوی بروان بود
آیا روانی جوی از قطره ی آب بود؟
روانی جوی رفت و سر رسید
به دریای بسته ای باز رسید
به دریا گفت من جوی روانم
دریا گفت من آرامم و مینوایم
از دریا پرسید نوایی کن مرا
راهی بده مرا
در روانی خود گم گشته بودم
آان چیست که تو را آرام میکند؟
گفت آسمان آبیست
بالای موج پرواز مرغابیست
بر زیر بالش هوای آزاد است
بر روی بالش جای تو خالیست
رود باز پرسید مرغابی بر من چه کند؟
دریا گفت روان تو را آرام کند
رود باز پرسید من روانم
چه دانم که توانم نروانم؟
دریا گفت پس بگیر آبی آسمان را
که در روان تو رنگی بنوازد
باز گفت آرام خواهم شد
تو چرا خود را بسته ای؟
دریا گفت باز بودم
زیرم بسته بود
لرزشی آامد شکافی یافتم
زندانی شدم، دریا شدم
رود گفت من که روانم
خود را چرا سپردم به دست تو
دریا گفت تو نیز به خیالت روانی
ولی از دو طرف به زندانی
My name is Arya and I am a holistic software architect specializing in performance, availability, and scale. My passed inventions shine on Yahoo! Search, Gaia Online, and Monster Galaxy on Facebook. Currently I am on a fascinating journey with CardSpring, and I feel very lucky to be part of a fast-paced company with an amazing objective. We are here to revolutionize the payment card industry, and as a matter of fact we have started doing that already, but this is just the beginning. I work with a small group of talented, brilliant, and diligent engineers and executives. I call them my family. I contribute back to open source when time allows. Anyway, if you want to know about other venture I have run and other $#!t I have created, just ask. I am no longer available for consulting. By the way, ask me to cook something for you or or paint something about your life with oil. That's it. Howdy? 




